الملا فتح الله الكاشاني
161
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
كه اگر كافر گرديد پس حقتعالى غنى است از شما متضرر نشود بكفر شما هم چنان كه منتفع نميشود به ايمان شما چه ضرر و نفع بشما عايد مىشود و بر غناى خود تنبيه فرموده بقوله * ( فَإِنَّ لِلَّه ما فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * و اين اعم از هر چيزى است كه آسمان و زمين مشتملند بر آن و مركبند از آن و هر گاه كه از هر چيزى مستغنى باشد پس لا بد غنى خواهد بود از كفر شما كه سماوات و ارض شامل آنست * ( وَكانَ اللَّه عَلِيماً ) * و هست خدا دانا باحوال شما * ( حَكِيماً ) * صواب كار در هر چه تدبير كنند يا حكم كننده در باب شما بعد از آن عود كلام مىكند باحتجاج اهل كتاب بقوله * ( يا أَهْلَ الْكِتابِ ) * اى يهود و نصارى * ( لا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ ) * غلو مكنيد در دين خود يهود را ميگويد در طلب نكوهش عزير غلو منمائيد تا حدى كه او را ابن الفاعل مىگوييد و ترسايان را ميگويند كه در جانب ستايش عيسى غالى نشويد بر وجهى كه او را اللَّه گوئيد و يا ابن اللَّه و يا ثالث ثلثه و حال آنكه او سبحانه منزه است از زن و فرزند و انباز * ( وَلا تَقُولُوا عَلَى اللَّه ) * و هيچ كدام مگوييد بر خدا * ( إِلَّا الْحَقَّ ) * مگر آنچه راست و درست باشد و آن اينست كه عيسى و عزير پسر او نيستند بلكه بندگان شايسته اويند و فرستادگان او و نزد بعضى خطاب مخصوص است بنصارى چه اين واقع است بنصارى بقوله * ( إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ ) * جز اين نيست كه مسيح عيسى بن مريم است * ( رَسُولُ اللَّه ) * فرستادهء خداست * ( وَكَلِمَتُه ) * و كلمهء او سبحانه وجه تسميهء او به كلمه و مسيح در سورهء آل عمران گذشته و گويند مراد به كلمه بشارت است مريم را بر وقوع ولدى از او بىمساس احدى * ( أَلْقاها ) * رسانيد اين كلمه را خدا * ( إِلى مَرْيَمَ ) * بسوى مريم يعنى عيسى را در او خلق فرمود يا آن بشارت را به او رسانيد و اصح آنست كه مراد كلمه عيسى است * ( وَرُوحٌ مِنْه ) * و ديگر آنكه عيسى روحى است صادر شده از حقتعالى بواسطه اسباب و گويند تسميهء او بروح جهت آنست كه احياى اموات ميكرد يا احياى قلوب به اعتقاد صحيح و در مجمع گفته كه در تسميهء عيسى بروح چند وجه است يكى آنكه حدوث او از نفخه جبرئيل بوده در ذرع مريم بامر حقتعالى و نسبت او به حق تعالى جهت آنست كه بامر او مخلوق گشته بدون واسطه چيزى و يا اضافهء او بذات اقدس خود به جهت تفخيم او است كما قال الصوم لى و انا اجزى به و تسميهء نفخ به روح در كلام شايع است دويم آنكه مراد به آن اينست كه احياى مردمان مىكرد در دين هم چنان كه